• اهواز- پایگاه خبری رهرو نیوز:۲۰ دی‌ماه سال ۶۵ در چنین روزی موشک‌های آمریکایی مدرسه ابتدایی فیاض‌بخش بروجرد را هدف گرفتند و ۶۸ دانش‌آموز کودک را به شهادت رساندند.

    به گزارش پایگاه خبری رهرو نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، ۲۰ دی‌ماه سال ۶۵ در چنین روزی موشک‌های آمریکایی مدرسه ابتدایی فیاض‌بخش بروجرد را هدف گرفتند و ۶۸ دانش‌آموز کودک را به شهادت رساندند؛ کودکانی که سند مظلومیت ملت ایران در دفاع مقدس شدند.بازخوانی شهادت ۶۸ شهید کودک دانش‌آموز توسط موشک‌های آمریکایی در سندی بر جنایات تمام‌نشدنی آمریکا در ایران است، جنایتی که در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات اخیر نیز تکرار شد و دانش‌آموزان مظلومی که به شهادت رسیدند.ساعت ۱۲:۴۵ دقیقه ظهر بود، دانش‌آموزان در حال ورود به مدرسه بودند، کم‌کم صف مراسم ظهر گاهی تشکیل شد، یکی از دانش‌آموزان قرآن تلاوت کرد و دیگری نیایش را خواند که یک‌باره صدایی مهیب فرصت فکرکردن به کسی نداد و صف‌های منظم دانش‌آموزان را به هم ریخت.ظهر ۲۰ دی‌ماه ۱۳۶۵ بود که ۶۸ کودک دانش‌آموز مانند پروانه‌ها به‌سوی بهشت پرواز کردند، رژیم بعث عراق مدرسه ابتدایی پسرانه شهید فیاض‌بخش و امام حسن مجتبی(ع) بروجرد را هدف حمله موشکی قرارداد.
    شهرستان بروجرد در دوران دفاع مقدس صدها بار مورد حمله موشکی و بمباران هوایی رژیم بعث عراق قرار گرفت، بمب‌ها و موشک‌ها را آمریکا و انگلیس و اسرائیل و کشورهای غربی و هم‌پیمانشان به رژیم بعث عراق می‌دادند، خوی وحشی‌گری و کودکشی آنان تا امروز نیز ادامه دارد، امروز نیز آمریکایی جنایت‌کار برای ریختن خون زنان و کودکان و جوانان در ایران و دیگر کشورها فراخوان صادر می‌کند.فرشاد علی یاری یکی از شاهدان عینی حمله موشکی است که در آن زمان دانش‌آموز سوم راهنمایی مدرسه امام حسن مجتبی(ع) در سال ۱۳۶۵ بوده است او این  فاجعه دردناک و غم‌انگیز را این چنین بیان می‌کند.رزمندگان غیور ایران اسلامی در ۱۹ دی ۱۳۶۵ در منطقه عمومی شلمچه عملیات بزرگ کربلای ۵ را با رمز مقدس یا زهرا(س) آغاز کردند.رزمندگان عزیز با هجومی مرگ‌بار و غافلگیرانه به قلب دشمن، شلمچه، بوبیان و کوت سواری را آزاد کردند. در این عملیات ارتش رژیم بعث عراق با چنان شکستی مواجه شد که گارد ریاست‌جمهوری عراق با فرماندهی صدام ملعون به منطقه اعزام می‌شود، به دنبال این عملیات موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی، آموزشی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد.
    در آن روز صداوسیمای جمهوری اسلامی لحظه‌به‌لحظه پیروزی‌های رزمندگان اسلام را گزارش می‌داد و مردم نیز درباره این عملیات غرورآفرین مدام  بحث و گفت‌وگو می‌کردند. فرشاد علیاری در روز بیستم دی‌ماه  ۱۳۶۵  که خود دانش‌آموز سوم راهنمایی مدرسه امام حسن مجتبی(ع) در کنار مدرسه فیاض‌بخش بوده، شاهد عینی روز خونین بروجرد بوده است، او می‌گوید آن روز ما نوبت عصر بودیم با دوستانم در محوطه مدرسه در حال خواندن درس تاریخ بودیم چرا که آن روز آقای داوری دبیر تاریخمان می‌خواست از ما امتحان بگیرد.ما در ضمن مطالعه درباره عملیات کربلای ۵ با یکدیگر نیز گفت‌و‌گو می‌کردیم، تا اینکه آقای محمود روزبهانی معاون مدرسه در پشت تریبون مدرسه قرار گرفت و از دانش‌آموزان می‌خواست که صفوف را تشکیل دهند.
    ساعت، ۱۲:۴۵ دقیقه را نشان می‌داد که ما کم‌کم در صف‌ها ایستادیم، آقای روزبهانی دانش‌آموزان را دعوت به سکوت کرد و بعد یکی از دانش‌آموزان شروع به تلاوت آیاتی از قرآن نمود.بعد از تلاوت قرآن آقای روزبهانی شروع به سخنرانی کردند که موضوع سخنرانی وی در ارتباط با عملیات کربلای ۵ بود، ضمن آن که آقای آزما مدیر مدرسه هم در کنار وی ایستاده بود آقای روزبهانی در اواخر سخنرانی خود بیان کرد که به مناسبت پیروزی رزمندگان دلاور ایران اسلامی گروه سرود مدرسه می‌خواهند سرود این پیروزی را بخوانند، بچه‌های گروه سرود در جایگاه قرار گرفتند. در این لحظه بود که ارابه مرگ در آسمان بروجرد ظاهر شد و یک‌باره انفجار مهیبی شنیده شده ۲ موشک هوا به زمین در مقابل مدرسه فیاض‌بخش و یک موشک به بالای خط کمربندی اصابت کرد، انفجار آن قدر مهیب بود که شیشه‌های منازل منطقه رودکی، ابراهیم‌آباد و محمودآباد شکسته شدند.فریاد مرگ چنان مهیب بود که قابل‌وصف نیست، همه چیز به هم خورد من و هم‌شاگردی‌هایم با صورت به زمین افتادیم، صورتم زخمی شده بود، به‌یک‌باره بلند شدم به بیرون مدرسه دویدم، دود و خاکستر همه‌جا را فراگرفته بود.
    دود انفجار از کیلومتر‌ها کاملاً مشخص بود، آن لحظه همه فریاد می‌زدند، غم بود و گریه و ناله، مردم از مناطق مختلف بروجرد سراسیمه به منطقه محل انفجار می‌دویدند، چند نفر از معلمان مدرسه امام حسن مجتبی(ع) که در کنار پنجره نشسته بودند به‌شدت مجروح شدند.در کنار درب مدرسه دانش‌آموزان انتظامات را مشاهده کردم که با صورت به زمین افتاده بودند و به شهادت رسیده بودند، کمی جلوتر آقایی را دیدم که از اهالی ابراهیم‌آباد بود درحالی‌که در یک‌دست خود یک نایلون پرتقال و در دست دیگرش یک نایلون سیب بود که موج انفجار وی را به شهادت رسانده بود.
    دوان‌دوان خود را به مدرسه ابتدایی فیاض‌بخش رساندم نیروهای امدادگر رسیده بودند و در حال جمع‌آوری مجروحان و انتقال آنها به بیمارستان بودند، اوج فاجعه  را آنجا مشاهده کردم دانش‌آموزان معصومی که به طرز وحشتناکی شهید شده بودند. دانش‌آموزان غرق در خون شده بودند، قلب بعضی از آنها بیرون‌زده بود، مادری را دیدم که مغز فرزندش را که متلاشی شده بود در دست گرفته و رو به آسمان فریاد می‌زد.دانش‌آموزی دستش قطع شده بود و فریاد و ناله می‌کرد، دانش‌آموزی دیگر بدنش کاملاً سوخته شده بود، دانش‌آموزی که در حال جان‌دادن بود و نفس‌های  آخر خود را می‌کشید.آن روز تکرار حادثه کربلا بود، آنجا بوی خون می‌آمد و ناله و فریاد و اوج مظلومیت ملت ایران که قربانی خوی ددمنشانه رژیم بعثی عراق گرفته بودند، دانش‌آموزان مدرسه فیاض‌بخش و امام حسن مجتبی(ع) آن روز از سیاست چیزی نمی‌دانستند، نمی‌دانم آن روز با چه امید و آرزویی روانه مدرسه شده بودند. دانش‌آموزانی که از منطقه محروم محمودآباد و ابراهیم‌آباد بودند، مادران این دانش‌آموزان که در آن روز خونین  فرزندانشان را برای رفتن به مدرسه آماده می‌کردند نمی‌دانستند که چند لحظه بعد جگرگوشه‌شان به خاک و خون کشیده خواهد شد. کودکان دانش‌آموز مدرسه فیاض‌بخش به شوق تحصیل وارد مدرسه شدند و لکن نمی‌دانستند که آن روز هرگز کیف‌هایشان باز نخواهد شد، هرگز کتاب‌هایشان  را باز نخواهند کرد، مشق‌هایی که هرگز معلم آنها را بررسی نخواهد کرد.
    این ۶۸ شهید کودک دانش‌آموز که بر اثر حمله هوایی و موشکی دشمن بعثی به شهادت رسیدند سند مظلومیت ملت ایران در دوران دفاع مقدس هستند.