• رهرو نیوز –  می‌گویند با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود. از نظر عقلی و اجتماعی شکی نیست که در هر شرایطی فرد یا جامعه باید در سخت‌ترین شرایط نیز امیدوارانه و با قصد ایجاد شرایط بهتر تلاش کند، اما از لحاظ روانشناختی واقعیت این است، هنگامی که مردم از انجام برخی از امور ابتدایی خویش دچار تنگنا می‌شوند در آن صورت صرف وعده امیدوارانه موجب دوری از نا امیدی نخواهد بود.حادثه‌ای که در چند روز گذشته در مقابل شهرداری تهران با خودسوزی مردی به دلیل مشکلات ایجاد شده صورت گرفت و موارد مشابه دیگر، مثل آمار خودکشی‌ها و بزه‌های اجتماعی گویای آن است که جامعه در وضعیت دشواری قرار دارد و تنها با اجرای اقدام‌های عملی و ملموس قابل رفع خواهد بود.

     

     

     

    جوامع نیز مثل افراد ممکن است دچار نا‌امیدی شوند. واکنش نا امیدی در فرد ممکن است عصیان، خودکشی و یا انفعال و انزوا باشد. در جوامع نیز بروز چنین حوادثی می‌تواند آثار زیان بار اجتماعی داشته باشد به‌دلیل اینکه سرخوردگی و نا امیدی موجب طغیان می‌شود، بلکه با فقدان سرمایه اجتماعی به درونی کردن ارزش‌ها و هنجارها آسیب می‌زند. در نتیجه در وضعیت نا امیدی اجتماعی هم سرکشی‌های اجتماعی و هم درگیری‌های درون جامعه افزایش پیدا می‌کند و می‌تواند آثار زیانبار خود را نشان دهد.از این رو ناچار هستیم که امیدوار باشیم و امیدواری را گسترش دهیم. لذا ناگزیر هستیم که حس همدردی اجتماعی و همکاری‌های متقابل میان مردم و دولت را به عنوان فعالان سیاسی یا اصحاب رسانه گسترش دهیم. در اینجا دولت نیز وظیفه بسیار خطیری را برعهده دارد. دولت باید بداند که اگر امروز برای حل بی‌اعتمادی کاری نکند، فردا هر اقدام مثبتی که انجام دهد با ناباوری مردم مواجه خواهد شد.

     

    اینکه امروز شاهدیم که مردم به رسانه‌های داخلی، صداوسیما، سخن و قول مسئولان کمتر اهمیت داده و اعتماد می‌کنند، دلیل آن را باید در آسیبی جست‌وجو کرد که به سرمایه اجتماعی خصوصا از سال‌های دولت‌های نهم و دهم به بعد وارد شده است.البته پر واضح است که مشکلات به‌وجود آمده عمدتا ناشی از شرایط بین‌المللی است، اما اولا چرا به لحاظ اجتماعی در چنین شرایطی به جای همیاری، همدلی و کمک به یکدیگر درصدد رقابت در ذخیره بیشتر و احیانا رفتارهای نامناسبی چون احتکار و گرانفروشی هستیم؟ آنچه که گویای شرایط فعلی اجتماعی است این است که به اعتماد مردم آسیب‌های جدی وارد شده و سرمایه اجتماعی جامعه ایران در حال اضمحلال است که باید در این جهت مجموعه‌ای از متخصصان در رشته‌های مختلف از اقتصاددانان تا جامعه‌شناسان برای چاره‌جویی چنین ناهنجاری‌هایی فکر اساسی نمایند.

     

    ثانیا همانگونه که رئیس‌جمهور نیز اخیرا اظهار نمود، بخشی از مشکلات به خود دولت باز می‌گردد که یا ناشی از شتابزدگی و بی‌دقتی در تدوین برنامه‌هاست و یا به دلیل عدم نظارت جدی، مستمر و قاطع است که شاهد بروز چنین مشکلاتی هستیم. به هر حال دولت باید به صورت جدی و شبانه روز نسبت به رصد کردن مسائل جامعه و بهره‌گیری از مجموعه کارشناسان اعم از موافق و مخالف، برنامه‌ای برای گذر از شرایط ناپایدار فعلی تدوین کند.

     

    البته در شرایط کنونی تضعیف و فشار به دولت نه تنها کارساز نخواهد بود بلکه می‌تواند به آشفتگی بیشتر تصمیمات دولت و نا امیدی مردم دامن بزند. این به معنای نفی ارتباطات و ارائه پیشنهادهای سازنده و اصرار فعالان سیاسی و مطبوعاتی نسبت به پاسخگو بودن دولت نخواهد بود. دولت نیز باید همانگونه که بارها گفته شده، نسبت به تقویت تیم اقتصادی خود اقدام کند.اکنون درچنین شرایطی که باید بخش رسانه‌ای و ارتباطی دولت فعال‌تر از گذشته باشد، همچنان شاهدیم که دولت فاقد سخنگو جهت ارتباط با اصحاب رسانه و مردم است و این یکی از مشکلاتی است که دولت با آن مواجه است.

     

     

    انتهای پیام /*

    منبع عصرما